محققان باستان شناس انگلیسی، پس از سالها تحقیق، کانال خشایارشا را در یکی از شبه جزایر دریای اژه کشف کردند. خشایارشا در جریان فتح یونان، دستور حفر این کانال شگفت انگیز را که داستان آن، جنبه افسانه ای پیدا کرده بود، صادر کرد. این کانال در سطح زمین، 30 متر عرض داشته و برای عبور دو کشتی بادبانی جنگی کافی بود. کانال به گونه ای حفر شد که از هر دو طرف به سطح پایین شیب داشت و عرض کانال در عمق به 15 متر میرسید و طول این کانال، 2253 متر بوده است.
ترعه حفر شده توسط مهندسان خشایارشا، در شبه جزیره آتس شرقی ترین نقطه شبه جزیره کالسیدس قرار داشته که در راس آن واقع شده و از شمال به جنوب قرار گرفته است. حفر این کانال برای خشایارشا جنبه حیاتی داشت. چرا که در غیر اینصورت، ایرانیان میبایست کیلومترها در امتداد این شبه جزیره بسوی جنوب دریای اژه کشتیرانی کنند و دوباره همان مسیر را پس از رسیدن به دماغه جنوبی شبه جزیره، بسوی شمال طی کنند. هرودوت، حفر این کانال را در کتاب خود ذکر کرده بود، اما کسی این داستان شگفت انگیز را باور نمیکرد. ساختن این کانال که زیر رسوبات دریایی و لای و لجن 25 قرن گذشته دفن شده است، به استراتژی نظامی درخشان ایرانیها و مدیریت کار انسانی و مهندسی راه و ساختمان آنها گواهی میدهد.
دکتر بن ایزارلین میگوید: این یک اثر عظیم و غول پیکر و کاری شگفت انگیز بود. در جریان حفر کانال، کارگران میبایست زمین را بیل زده و خاک را داخل کیسه کرده، از پایین به بالا، دست به دست کنند.
ساختن کانال خشایارشا، علاوه بر مهندسی، ناشی از مهارت مدیریت نیز بود. دو نفر مهندس ایرانی بنام (بوبارس) و (ارتاخایس)، مامور انجام این کار شدند. ارتاخایس از نجبای هخامنشی بوده و به گفته هرودوت، این سردار نامی پارس، از حیث اندام از تمام پارسیها بلندتر و صدای بسیار رسایی داشته است. نزدیک کانال، برجستگی قبر مانندی است که تصور کرده اند شاید بقایای قبر ارتاخایس باشد که پس از مرگ، به امر خشایارشا در همانجا به خاک سپرده شده است.
گمان میرود خشایارشا برای حفر کانال از مهندسان فینیقی نیز استفاده کرده است و تیمهایی از کارگران را در قسمتهای گوناگون کانال گماشته است. پس از جنگ سخت خشایارشا با یونانیان، کانال بطور کلی فراموش شد و به افسانه ها سپرده شد.
برگرفته از: کانال خشایارشا چگونه کشف شد. ترجمه دکتر حمید احمدی
آنچه که آیین داریوش بزرگ بود، آیین خشایارشاه نیز بود. این دو هرچند که در اخلاق وصفات کمی با هم متفاوت بودند، اما خشایارشاه در دین و آیین، از داریوش بزرگ پیروی میکرده است و همان جملات و عبارات و مفاهیمی را که داریوش بزرگ در کتیبه های خود بکار میبرده را در کتیبه های خود ارائه داده است. ما نمی دانیم که آیا ماخذ و مبنای این جملات و عبارات چه منبعی بوده است و آیا داریوش بزرگ، راساً خود چنین عباراتی را انشا کرده و یا از متن و یا متونی مقدس اقتباس کرده است. اما نظر دوم منطقی تر بنظر می آید. یعنی داریوش بزرگ با توجه به متونی مقدس درباره اهورامزدا، متن نوشته های خود را تنظیم کرده است. مانند چنین عباراتی : (خدای بزرگ است اهورامزدا که آسمان را آفرید، که این زمین را آفرید، که مردم را آفرید، که شادی را از برای مردم آفرید. )
این جملات در آغاز اغلب کتیبه ها از داریوش بزرگ تا اردشیر سوم موجود است. در پایان اغلب کتیبه ها هم به چنین عباراتی بر میخوریم : آنچه که از کارهای نیک بوسیله من کرده شد جز اراده و خواست اهورامزدا نبود. او مرا و خاندانم و کشورم را نگاهبان باشد.
در قسمتی از یک کتیبه خشایار شاه چنین آمده است:
چون شاه شدم، یکی از این کشورها در حال شورش بود که به یاری اهورامزدا آنرا آرام و فرمانبر کردم، آنگاه در در میان این کشورها، جایی بود که مردم پرستش دیوها میکردند و پرستشگاه هایی از برای آنان ساخته بودند. بنابر اراده و خواست اهورامزدا، من آن پرستشگاه ها را خراب کردم و همه جا گفتم که دیوان را نبایستی پرستید و فرمانم روان گشت. جایی که پیش از آن دیوان پرستیده میشدند، من در آنجا اهورامزدا را با فروتنی ستایش کردم و کارهایی این چنین کردم و همه را بنابر اراده و یاری اهورامزدا به انجام رسانیدم.
ای تویی که در آینده زنده خواهی بود، ای تویی که پس از این زندگی خواهد کرد، هرگاه برآنی تا در زندگی شادکام باشی، هرگاه خواهانی که در مرگ، آرام و آسوده باشی، راه اهورامزدا را برگزین.
خشایار شاه علیه یونانیان ارتش مشهوری را براه انداخت که اگر گزافه گویی های میلیونی بعدی را کنار بگذاریم به یقین از هر آنچه تا آن زمان اروپا به خود دیده بود سنجش ناپذیرانه بزرگتر بود.تصور میرود خشایار شاه نیمی از ارتش سیصدوشصت هزار نفری امپراطوری را با خود برده باشد.مقدونیه و تسالی بدون مبارزه سقوط کردند اما برای پاک کردن تنگه ترموپیل و اشغال آتن جنگ سختی لازم آمد.فقط اسپارت و ناوگان آتن باقی ماند.به دنبال تشکیل یک جبهه ضد یونانی به وسیله کارتاژیها و اتروسکها فشار وارد بر یونانیان غربی نیز تقریبا همین گونه سنگین بود.خشایار شاه بدون از میان برداشتن ناوگان آتن نمی توانست تنگه کرنت را بگشاید و فتح یونان را تکمیل کند و چون تلاش وی در این جهت به نابودی ناوگان خودش انجامید ناچار بود تهاجم را رها کند.نیمی از قوای اعزامی را برای پاسداری آتیک باقی گذاشت و به وطن بازگشت.سال بعد هوپلیتهای اسپارت ،ارتش ایران را متلاشی کردند.بلافاصله پس از نبرد ،ناوگان آتن ، هلسپونت را گرفت.پای ایرانیان را از مقدونیه و تراس برید و دریای سیاه را برای کشتیرانی یونانیان باز گشود .سپس در یک رشته اردوکشی هایی که چند سال بعد را در بر گرفت ،
آتنی ها اقدام به آزادسازی کناره های شمالی و شرقی حوزه اژه کردند.اما شهرها و جزایر فقط به این قصد آزاد شدند که در یک اتحادیه ضد ایرانی که در آن آتن رای تعیین کننده داشت نام نویسی کنند ،
و آنان به زودی در یافتند که دست کمک دهنده با چنان سنگینی بر دوش آنان تکیه دارد که یادآور ایرانیان است.
زاد روز زرتشت خجسته باد
خداحافظ
عکسهای شهر تاریخی استخر
شهر باستانی استخر
سنگهای تخت جمشید
نام و نسبت زمانی ماههای سال در تقویمهای مختلف
واژه پارسه، تخت جمشید و پرسپولیس
امپراطوری هخامنشی
کتابخانه تخت جمشید
کوروش بزرگ
فونت خط میخی
پادشاهان هخامنشی
تخت جمشید،معجزه هنر پارسیان
[عناوین آرشیوشده]